تبليغاتX
دختری از دیار باران - ..منتظر..

دختری از دیار باران

ابر را برای اشک هایش دوست دارم

منتظر...

...((انتظار))...

ستارگان آسمان بر رويه شلاله هاي محبت نورافشاني مي کنند

و زمزمه هاي اميد از هر کوي و برزني به گوش مي رسد.

 فريادهاي بي صدا نا له ها و زجه هاي بي انتها به سر مي رسد

و بانگه زيباي اذان در هر گوشه و مکان طنين انداز مي شود.

گويا خبري است.

 آري زمزمه ي عشق مي آيد

و نوره اميد و در پرتو ايزده منان به خاک مي افتد

و سجده کنان از خداي رحمان طلبه مغرفتو آمرزش مي کند.

 دستهايش را از رويه نياز به سويه آسمان مي گشايد شايد فرجي آيد

و ببرد بنياده اين غمها و گريه هايه بي فرياد را.

 او مي آيد بي گمان تا آرام بخشد دله يک بي نوايه شکسته دل را

و از سنگينيه کوله باره غصه اش کمي بکاهد.

 او مي آيد و من منتظرم.

منتظره آمدنه نوره صفا منتظره آمدنه بانگه شفا منتظره آمدنه عشقو وفا.

و من منتظرم...

التماس دعا

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 16:26 توسط باران کوچولو| |

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس