تبليغاتX
دختری از دیار باران - لحظه ی خداحافظی...

دختری از دیار باران

ابر را برای اشک هایش دوست دارم

 

...سلام به همه...

...از آزمونم نپرسین که خیلی بد کردم

 خیلی هم تو این مدت که نبودم به ما(من و شوهرم) خوش گذشت ، البته جاتون خالی!

 اما این انصاف نبود بعد 1ماه که یکسره با هم بودیم و لحظه ای دور ازهم نبودیم حالا از هم جدامون کنند

(واسه درسش باید میرفت تهران خب)

...من شوهرمو می خوااااااااااااام

....دیروز رفت

...خیلی خیلی دلم گرفته

دلم میخواد برم یه گوشه بشینم و زارو زار گریه کنم

،نمیدونید لحظه ی خداحافظی چقدر واسمون سخت بود، اما اون بهتر میتونست خودشو کنترل کنه

...من خیلی سختم بود که جلوی اشکامو بگیرم... تا وقتی رسیدم اتاقم... با تمام وجود زدم زیر گریه

وای خدای من چقدر دوسش دارم

یادش می افتم اشکم سرازیر میشه

آخه چه جوری من این مدت دوریشو تحمل کنم

خدایا کمکم کن

:اما یه خواننده ی عزیز میگه

 یاور همیشه مؤمن تو برو سفر سلامت

غم من نخور که دوریت واسه من شده عادت

البته هیچ وقت واسه من عادت نمیشه، تازه هر دفعه از دفعه ی پیش سختتر میشه تحملش

که راحتتر نمیشه... اما جز صبر و تحمل دوری مگه چاره ی دیگه ای هم هست

 

چندتا تصمیم دارم واسه سرگرم کردن خودم ، تا کدوماشو بتونم اجرا کنم!

 سعی کنم ناراحتی هامو کمتر کنم،همونطور که شوهر عزیزم از من خواسته۱-

 درسامو بخونم!۲-

 معرق کار کنم۳-

 ورزش کنم(آخه تو این مدت یه کم تپلی شدم)۴-

 گواهینامه بگیرم۵-

با عزیز دلم چت کنم و...!۶-

 ...دیگه همینا!!! یعنی تموم شد!۷-

(عزیز دلم خیلی خیلی عاشقتم ، دوستم دارم 6 تا!!!)

فعلا خداحافظ همه

نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 18:26 توسط باران کوچولو| |

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس