تبليغاتX
دختری از دیار باران - آفریدن

دختری از دیار باران

ابر را برای اشک هایش دوست دارم

 

دست های آفرینش روز وشب

آفرید وآفرید وآفرید

تا زمان بود جهان بود آفرید

مثل یک نجار پیر

گرگ ومیش وگوسفند وکرگدن

فیل وپشه ٬مارومور ونسترن

روی چوب نارون

نقشه ای از روح شیطان می کشید

تازمان بود جهان بود آفرید

روی چوبی کهنه آن نجار پیر

ناگهان یک نقش ٬از آدم کشید

نقش آدم ٬ابتدا قدری خزید

بعد مثل نسترن قد می کشید

ناگهان مردی دو پا آمد پدید

تا هزاران سال دیگر باز هم

دست های آفرینش روز وشب

آفرید وآفرید وآفرید 

   .!! هیچ کس در هیچ جا  ٬آدم ندید  

نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 10:46 توسط باران کوچولو| |

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس